تحلیل زمان در روایت‌های شعری مهدی اخوان‌ثالث (با تکیه بر مجموعه اشعار از این اوستا

نوع مقاله: پژوهشی

چکیده

روایت­پردازی یکی از عناصر برجستۀ اشعار مهدی اخوان ثالث، شاعر نوپرداز معاصر است. این مقاله براساس نظریۀ زمان در روایت، به بررسی زمان در برجسته­ترین اشعار روایی اخوان می­پردازد. منظور اصلی نظریۀ زمان در روایت بحث زمان­بندی روایت است که بر اساس نظریۀ ژرار ژنت در سه محور نظم، سرعت روایت و بسامد شکل می­گیرد. نتایج این تحقیق نشان می­دهد درنگ (گسترش روایت)، گذشته­نگری، آینده­نگری و بسامد مکرر از مهم­ترین شگردهای زمانی است که شاعر به آن پرداخته است. گسترش روایت در اشعار اخوان با توصیفات بسیار عینی صورت گرفته است. این امر همسو با هدف شاعر از روایت­پردازی است که قصد بالابردن روایت را تا سطح شعر داشته است. از سوی دیگر بهره­گیری از شگردهای مذکور با محتوای روایت­ها نیز هم­خوانی دارد. ارائۀ با درنگ در روایت­هایی به چشم می­خورد که محتوای آن­ها نشان­گر تکرار تاریخ و جبر آن و نومیدی انسان از تغییر آن است. هم­چنین بسامد مکرر را در روایت‌هایی با محتوای سوررئالیستی می­توان مشاهده کرد. گاهی نیز شاعر با استفاده از بسامد مکرر نمادپردازی کرده است. بنابراین کارکرد شگردهای زمانی روایت در شعر اخوان متنوع و همسو با ساختار و محتوای آ­ن­هاست. 

کلیدواژه‌ها