جستجوى حماسه در غنا

نوع مقاله: پژوهشی

نویسنده

استادیار دانشگاه آزاد اسلامى واحد کرج

چکیده

پیشینه طبقه‏بندى ادبیات از حیث محتوایى و ساختارى وپدید آمدن شاخه‏اى از مطالعات ادبى تحت عنوان "انواع ادبى" به روزگار ارسطو و هوراس برمى‏گردد. هرچند که در نظریه‏پردازى‏هاى کهن بر تغییر ناپذیرى ویژگى‏هاى انواع ادبى تاکید مى‏شده است ولى در تئورى‏هاى جدید اعتقاد بر این است که انواع ادبى مى‏توانند دگرگون شوند، بر یکدیگر اثر بگذارند و یا با هم درآمیزند؛ و اساسا تاریخ ادبیات یعنى تاریخ تحول ژانرهاى ادبى. "حماسه" یکى از انواع ادبى است که بر دیگر ژانرهاى ادبى از جمله منظومه‏هاى غنایى زبان فارسى مثل "گل و نوروز" خواجوى کرمانى اثر گذاشته است. با بررسى بن‏مایه‏هاى داستانى چنین به نظر مى‏رسد که در این اثر، حماسه پهلوانى به حماسه عاشقانه‏اى متناسب با جامعه هم‏عصر خواجو تبدیل شده است، (با اذعان بدین امر که پیشینه کهن این نوع ادبى را نیز نمى‏توان نادیده گرفت). بر این اساس در این جُستار به جستجوى عناصر حماسه، (روایت‏گرى، خرق عادت، رویا، ...) در اثرى غنایى، پرداخته شده است تا دیباچه‏اى بر بحث "از حماسه تا رمانس" باشد

کلیدواژه‌ها