دو روایت از یک حکایت در شعر عطّار و مولانا

نوع مقاله: پژوهشی

چکیده

داستان ایاز و محمود موضوع بسیارى از حکایت‏ها و تمثیل‏هاى شیخ عطّار و جلال‏الدّین مولوى است. این دو شاعر براى تبیین نکته‏هاى حکمى و عرفانى از تمثیل‏هاى فراوانى، سود جسته‏اند. در آثار عطّار و مولوى، محمود و ایاز علاوه بر چهره تاریخى داراى شخصیّت تمثیلى و نمادین هستند و شیخ و مولانا براى بیان اسرار صوفیانه از جمله خودشناسى و عبودیت، از سیماى نمادین آنان بهره برده‏اند. در این مقاله ضمن مقایسه دو داستان، نشان داده شده است که مولوى اگرچه در نقل داستان به روایت عطّار نظر داشته امّا در جنبه‏هاى داستان‏نویسى و شخصیّت‏پردازى از خود ابتکار نشان داده است.

کلیدواژه‌ها