تحلیل اختلال شخصیّت ضّداجتماعی ضحاک

نوع مقاله: پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران.

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران.

چکیده

مطالعۀ روان­شناسی آثار ادبی، این امکان را به خواننده می­دهد که از زاویه­ای جدید به بررسی و بازبینی اثر ادبی بپردازد. شاهنامه مهم­ترین و معتبرترین سند اسطوره­ای، حماسی، تاریخی ایرانی است. این مقاله سعی دارد با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی یکی از شخصیت­های این اثر بزرگ را از دیدگاه روان­شناسی مورد ارزیابی قرار دهد. ضحاک یکی از پادشاهان بزرگ شاهنامه، فردی قدرت­طلب، سنگ­دل و بی­رحم بود که تحت تاثیر تکانه­های «نهاد» به برآوردن خواسته­های خود می­اندیشد. «فراخود» یا وجدان در او رشد چندانی نیافته بود، به این دلیل توانایی پیروی از هنجارهای اجتماعی را نداشت. قوانین حاکم بر جامعه را در نظر نمی­گرفت. به حقوق دیگران احترام نمی­گذاشت. به دیگران آسیب می­رساند و در ارتباط با جامعه سلطه­طلب بود. زندگی او سراسر خشونت، ظلم، تجاوز، قتل و غارت بود. در مورد ایمنی افراد جامعه بی­پروا و غیرمسئولانه رفتار می­کرد. رفتار او حاکی از "تکانش­وری"، "تحریک­پذیری" و "پرخاش­گری" بود. با استناد به کتاب معتبر "DSM-5" می­توان اثبات نمود او به اختلال روانی "شخصیّت ضّداجتماعی" دچار بود.

کلیدواژه‌ها