سیر تحول رویکرد روان‌کاوانه در نقد ادبی

نوع مقاله: پژوهشی

نویسنده

استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد قائم‌شهر، دانشگاه آزاد اسلامی، قائم‌شهر، ایران.

چکیده

تعامل بین روان‌کاوی و ادبیات، موضوعی بوده است که در طول یک سده اخیر، موردتوجه پژوهش‌گران این دو شاخه از مطالعات علوم انسانی بوده است. در این پژوهش، تلاش خواهد شد تا به بررسی اجمالی سیر تحولی پرداخته شود که نقد روان‌کاوانه از ابتدا تاکنون با آن مواجه بوده است. این تحقیق نشان می‌دهد که در دوره اول مطالعات روان‌کاوانه پیرامون آثار ادبی، نویسنده، نقش اصلی را ایفا می‌کرد و روان‌کاوی ادبیات، بیشتر حول محور تولیدکننده اثر ادبی متمرکز بود؛ اما به‌مرور و تحت تأثیر تحولات صورت گرفته پیرامون نقد ادبی، اثر ادبی به‌عنوان یک پدیده خودبسنده و مستقل از مؤلف، موردتوجه روان‌کاوی ادبیات قرار گرفت و نهایتاً در طول چند دهه اخیر، برجسته شدن نقش خوانندگان آثار ادبی در جریان فهم متون ادبی و رشد نظریات خواننده محور، روان‌کاوی ادبیات را بیشتر به سمت روانکاوی مخاطب سوق داده است. علاوه بر این سیر تحول، نگاه ساخت‌گرایانه به روان‌کاوی ادبیات نیز در طول قرن بیستم، هم‌راستا با سیر تحول مذکور، بخش قابل‌توجهی از پژوهش‌های روان‌کاوانه پیرامون ادبیات را به خود اختصاص داده است.

کلیدواژه‌ها